به جامعه بردگیم بپیوند

چطور مهارت بردن در بازی‌های رومیزی را تقویت کنیم

۱۹ مرداد ۱۴۰۵ · سمانه
چطور مهارت بردن در بازی‌های رومیزی را تقویت کنیم

چطور در بازی‌های رومیزی ببریم؟ هفت قدم عملی که واقعا کار می‌کند

منابع: تجربیات بازیکنان حرفه‌ای، راینر کنیتزیا (راینر کنیتسیا)، و مقاله‌ی BBC Science Focus

یک میز را تصور کنید. کارت‌ها پخش شده‌اند. تاس‌ها آماده‌اند. همه‌ی نگاه‌ها به صفحه‌ی بازی دوخته شده است. یک نفر آن گوشه نشسته که انگار همیشه می‌برد. نه اینکه نابغه باشد. نه اینکه کارت‌هایش همیشه خوب بیاید. او فقط یک چیزهایی را می‌بیند که بقیه نمی‌بینند. رازش این است که بردن در بازی‌های رومیزی یک مهارت قابل یادگیری است، نه یک استعداد ذاتی. این مهارت مثل هر مهارت دیگری تمرین و روش می‌خواهد.

در این مطلب نمی‌خواهیم یک مقاله‌ی تئوری خشک تحویل‌تان بدهیم. می‌خواهیم یک برنامه‌ی عملی و قدم‌به‌قدم بدهیم تا بتوانید مهارت بردن‌تان را در هر بازی رومیزی‌ای که می‌نشینید بالا ببرید. این برنامه حاصل صحبت‌های من با چند بازیکن حرفه‌ای و طراحان بزرگ دنیای بازی است. آن را با یافته‌های علمی تازه از دنیای ریاضیات و روان‌شناسی ترکیب کرده‌ایم. اگر این هفت قدم را جدی بگیرید تا چند ماه دیگر بازی‌های‌تان با قبل فرق زیادی خواهد کرد.

قدم اول: بازی را قبل از شروع تجزیه کنید

خیلی از ما وقتی یک بازی جدید می‌خریم اول جعبه را باز می‌کنیم. کارت‌ها را از پلاستیک درمی‌آوریم. بعد شروع می‌کنیم به خواندن قوانین. اما یک بازیکن حرفه‌ای کارش را یک قدم جلوتر شروع می‌کند. او قبل از اینکه حتی یک کارت را از جعبه بیرون بیاورد سه سوال اساسی از خودش می‌پرسد.

۱. شرط پیروزی چیست؟
آیا بازی امتیازی است؟ آیا اولین کسی که به خط پایان برسد برنده است؟ یا یک هدف خاص وجود دارد که باید کامل شود؟ مثلا در کینگدامینو (کینگ‌دومینو) که برونو کاتالا (برونو کاتالا) طراحی کرده شرط پیروزی بیشترین امتیاز است. اما امتیازها از ترکیب کاشی‌ها و شکل پادشاهی به دست می‌آید. پس من باید بدانم دقیقا چه چیزی امتیاز دارد تا بتوانم برایش برنامه‌ریزی کنم. این بازی در دسته Tile Placement (کاشی‌چینی) قرار می‌گیرد.

۲. منابع محدود چه چیزهایی هستند؟
تقریبا در همه‌ی بازی‌ها یک سری منابع محدود وجود دارد. ممکن است زمان باشد. ممکن است تعداد حرکت باشد. ممکن است کارت باشد. ممکن است پول باشد. مثلا در سوشی گو (سوشی گو) که فیل واکر-هاردینگ (فیل واکر-هاردینگ) طراحی کرده شما فقط یک دست کارت دارید. هر بار باید یکی از آن‌ها را انتخاب کنید و بقیه را به نفر بعدی بدهید. این یعنی شما نمی‌توانید همه‌ی کارت‌های خوب را بردارید. باید انتخاب کنید. این بازی از مکانیسم Card Drafting (کارت‌چینی) استفاده می‌کند.

۳. چه چیزی در بازی تصادفی است و چه چیزی قابل کنترل؟
بعضی بازی‌ها شانسی‌اند و بعضی‌ها کاملا استراتژیک. در بازی‌های شانسی مثل Candy Land (کندی لند) که Eleanor Abbott (النور ابوت) طراحی کرد تقریبا همه‌چیز به تاس یا کارت‌هایی که برمی‌دارید بستگی دارد. اما در بازی‌های استراتژیک مثل شطرنج (شطرنج) هیچ‌چیز شانسی نیست. هر حرکت یک تصمیم آگاهانه است. شما باید بدانید چقدر از نتیجه‌ی بازی به دست خودتان است و چقدر به شانس. شطرنج در دسته استراتژی انتزاعی (استراتژیک انتزاعی) قرار می‌گیرد.

تمرین عملی: دفعه‌ی بعد که یک بازی جدید یاد می‌گیرید قبل از شروع یک کاغذ بردارید. این سه سوال را روی آن بنویسید. جواب‌هایشان را پیدا کنید و یادداشت کنید. این کار مثل این می‌ماند که قبل از یک سفر طولانی نقشه‌ی راه را نگاه کرده باشید.

قدم دوم: روی اشتباهات رایج تمرکز کنید، نه حرکت‌های عالی

این یک اشتباه بزرگ است که خیلی از بازیکن‌های تازه‌کار مرتکب می‌شوند. آن‌ها فکر می‌کنند برای برنده شدن باید حرکت‌های خارق‌العاده و نبوغ‌آمیز انجام دهند. اما واقعیت این است که در بیشتر بازی‌ها برنده کسی است که اشتباهات کمتری مرتکب می‌شود. نه کسی که حرکت‌های درخشان‌تری انجام می‌دهد.

راینر کنیتزیا (راینر کنیتسیا) یکی از پرکارترین طراحان تاریخ بازی‌های رومیزی است. بازی‌های معروفی مثل هنر مدرن (مدن آرت) و Tigris And Euphrates (تیگریس و یوفریتس) را طراحی کرده. او اهل آلمان (آلمان) است و جوایز متعددی از جمله Deutscher Spiele Preis (جایزه بازی آلمان) دریافت کرده. او همیشه می‌گوید یک بازی خوب بازی‌ای است که در آن اشتباهات سریعا تنبیه می‌شوند. یعنی اگر شما یک حرکت اشتباه انجام دهید بازی به شما نشان می‌دهد که اشتباه کرده‌اید. بنابراین بهترین راه برای پیشرفت این است که اشتباهات رایج را بشناسید و از آن‌ها دوری کنید.

چند نمونه از اشتباهات رایج در بازی‌های مختلف:

- حرص زدن: در بازی‌هایی که منبع محدودی دارند بعضی بازیکن‌ها سعی می‌کنند همه‌چیز را برای خودشان جمع کنند. در نهایت هیچ‌چیز به دستشان نمی‌آید.
- بی‌توجهی به حریف: بعضی بازیکن‌ها آن‌قدر غرق بازی خودشان می‌شوند که متوجه نمی‌شوند حریف دارد یک حرکت بزرگ انجام می‌دهد.
- برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت: بعضی بازیکن‌ها فقط به حرکت فعلی فکر می‌کنند. نمی‌بینند که این حرکت چه تأثیری روی سه حرکت بعدی آن‌ها خواهد گذاشت.

تمرین عملی: بعد از هر بازی که می‌بازید یک دقیقه وقت بگذارید. از خودتان بپرسید کدام حرکت من بیشترین آسیب را به بازی‌ام زد. این حرکت را یادداشت کنید. بعد از چند بازی یک الگو پیدا می‌شود. متوجه می‌شوید که بیشتر اشتباهات‌تان از یک ریشه هستند.

قدم سوم: بازی‌های مختلف را به عنوان تمرین ذهنی انجام دهید

خیلی از بازیکن‌ها یک سبک خاص را دوست دارند و فقط همان را بازی می‌کنند. مثلا بعضی فقط بازی‌های استراتژیک سنگین مثل Through The Ages (ترو دی ایجز) را دوست دارند. بعضی فقط بازی‌های سریع و مهمانی مثل دیکسیت (دیکسیت) را. اما اگر می‌خواهید مهارت کلی بردن‌تان بالا برود باید تنوع را به بازی‌های‌تان راه بدهید.

هر سبک بازی یک عضله متفاوت از مغز شما را تقویت می‌کند:

- بازی‌های انتزاعی (Abstract Games) مثل گو (گو) یا شطرنج (شطرنج): قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی بلندمدت را بالا می‌برند. این‌ها در دسته استراتژی انتزاعی (استراتژیک انتزاعی) قرار می‌گیرند.
- بازی‌های اقتصادی (Economic Games) مثل Brass (برس) یا پاور گرید (پاور گرید): توانایی مدیریت منابع و تحلیل نسبت سود به هزینه را تقویت می‌کنند. این‌ها در دسته اقتصادی (اقتصادی) قرار می‌گیرند.
- بازی‌های اجتماعی (Social Games) مثل ریزَنس (مقاومت) یا Avalon (آوالون): توانایی خواندن ذهن دیگران و بلوف زدن را بالا می‌برند. این‌ها از مکانیسم Bluffing (بلوف) استفاده می‌کنند.
- بازی‌های مشارکتی (Cooperative Games) مثل پندمیک (پاندمی) یا اوت‌فاکسد! Outfoxed! (آوت‌فاکسد): توانایی کار تیمی و هماهنگی با دیگران را تقویت می‌کنند. این‌ها از مکانیسم بازی مشارکتی (همیارانه) (مشارکتی) استفاده می‌کنند.

وقتی شما فقط یک نوع بازی انجام می‌دهید ذهن‌تان فقط در یک مسیر عادت می‌کند. اما وقتی تنوع داشته باشید ذهن‌تان یاد می‌گیرد از زوایای مختلف به مسائل نگاه کند. این دقیقا همان چیزی است که یک بازیکن همه‌فن‌حریف را می‌سازد.

تمرین عملی: سعی کنید هر ماه حداقل یک بازی از سبکی که تا حالا کمتر انجام داده‌اید بازی کنید. مثلا اگر همیشه بازی‌های اقتصادی انجام می‌دهید یک بازی انتزاعی یا یک بازی اجتماعی را امتحان کنید.

قدم چهارم: از تکنیک مرور ذهنی استفاده کنید

این تکنیک را من از یک شطرنج‌باز حرفه‌ای یاد گرفتم. او به من گفت بعد از هر بازی مهم چه برنده شده باشد و چه بازنده می‌نشیند و تمام حرکت‌های بازی را در ذهنش مرور می‌کند. انگار که دارد یک فیلم را دوباره تماشا می‌کند. او می‌گوید این کار به او کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف بازی‌اش را ببیند.

شما هم می‌توانید همین کار را با بازی‌های رومیزی‌تان انجام دهید. البته نیازی نیست همه‌ی حرکت‌ها را به خاطر بیاورید. ولی چند حرکت کلیدی را که تأثیر زیادی روی نتیجه‌ی بازی داشتند مرور کنید.

چطور این کار را انجام دهید:

۱. بلافاصله بعد از پایان بازی اگر امکان دارد یک کاغذ بردارید. سه نقطه عطف بازی را یادداشت کنید.
۲. از خودتان بپرسید در آن نقطه چه گزینه‌های دیگری داشتم و چرا آن گزینه خاص را انتخاب کردم.
۳. اگر حرکت اشتباهی انجام داده‌اید بپرسید اگر به جای آن گزینه دیگر را انتخاب می‌کردم چه می‌شد.

این کار مثل یک جلسه بازبینی شخصی است. به مرور زمان شهود بازی‌تان را تقویت می‌کند.

قدم پنجم: با بازیکن‌های قوی‌تر بازی کنید و از آن‌ها یاد بگیرید

این یک حقیقت تلخ است. اگر همیشه با آدم‌هایی بازی کنید که از شما ضعیف‌تر هستند هیچ‌وقت پیشرفت نمی‌کنید. برای اینکه بهتر شوید باید با کسانی بازی کنید که یک سر و گردن از شما بالاتر هستند. ممکن است اولش حسابی ببازید و خسته شوید. اما دقیقا همین باخت‌ها هستند که به شما یاد می‌دهند چه کارهایی را اشتباه انجام می‌دهید.

اگر امکانش را دارید به جلسات بازی‌های محلی مثل کافه‌بازی‌ها بروید و با آدم‌های جدید بازی کنید. یا اگر دسترسی ندارید می‌توانید از پلتفرم‌های آنلاین مثل BoardGameArena استفاده کنید و با بازیکن‌هایی از سراسر دنیا بازی کنید.

وقتی با یک بازیکن قوی بازی می‌کنید به دقت نگاه کنید که او چه کارهایی انجام می‌دهد که شما انجام نمی‌دهید. شاید او وقت بیشتری برای فکر کردن می‌گذارد. شاید حرکت‌های تدافعی بیشتری انجام می‌دهد. شاید هم منابع خودش را طوری مدیریت می‌کند که شما تا حالا به آن فکر نکرده‌اید.

نکته علمی: یکی از یافته‌های جالب روان‌شناسی این است که انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه از استراتژی برد بمان باخت عوض کن استفاده می‌کنند. یعنی اگر یک حرکت جواب بدهد همان را تکرار می‌کنند و اگر جواب ندهد عوضش می‌کنند. اگر این الگو را در حریف‌تان تشخیص دهید می‌توانید حرکت بعدی‌اش را پیش‌بینی کنید و او را غافلگیر کنید.

تمرین عملی: حداقل یک بار در ماه با یک بازیکن جدید و قوی‌تر از خودتان بازی کنید. بعد از بازی از او بپرسید به نظر او بزرگ‌ترین نقطه ضعف بازی شما چیست.

قدم ششم: یک دفترچه بازی داشته باشید

شاید این کار کمی عجیب به نظر برسد. اما یکی از مؤثرترین راه‌ها برای پیشرفت یادداشت‌برداری از بازی‌های‌تان است. خیلی از بازیکن‌های حرفه‌ای یک دفترچه دارند که در آن نکات کلیدی هر بازی را یادداشت می‌کنند.

توی این دفترچه چه چیزهایی بنویسید:

- نام بازی و طراح آن (مثلا کینگدامینو (کینگ‌دومینو) از برونو کاتالا (برونو کاتالا))
- تاریخ بازی و اسم کسانی که با آن‌ها بازی کردید
- نتیجه بازی (برنده یا بازنده)
- سه نکته کلیدی که از این بازی یاد گرفتید
- یک اشتباهی که مرتکب شدید و راه جلوگیری از آن در آینده

با گذشت زمان این دفترچه تبدیل می‌شود به یک گنجینه ارزشمند از تجربیات شما. وقتی یک بازی خاص را چندین بار بازی می‌کنید می‌توانید به یادداشت‌های قبلی‌تان نگاه کنید. ببینید چقدر پیشرفت کرده‌اید و چه الگوهایی در بازی‌های‌تان تکرار می‌شوند.

قدم هفتم: ذهنیت یادگیرنده را حفظ کنید

شاید مهم‌ترین قدم از همه‌ی این‌ها همین یکی باشد. بعضی از بازیکن‌ها وقتی می‌بازند به جای اینکه از بازی درس بگیرند بهانه می‌آورند. تاس‌ها به من بد بود. کارت‌های خوب به دست من نیامد. حریف خوش‌شانس بود. این طرز فکر بزرگ‌ترین مانع پیشرفت است.

یک بازیکن حرفه‌ای می‌داند که در هر باختی یک درس ارزشمند نهفته است. او به جای سرزنش شانس به دنبال این می‌گردد که اگر جای یک حرکت حرکت دیگری را انجام می‌دادم نتیجه چه می‌شد. این همان ذهنیت یادگیرنده است که بازیکن‌های بزرگ را از بقیه جدا می‌کند.

تمرین عملی: دفعه‌ی بعد که باختید به جای اینکه بگویید بازم شانس نیاوردم از خودتان بپرسید اگر این بازی را دوباره از اول شروع کنم سه کاری که متفاوت انجام می‌دهم چیست. این سوال شما را از حالت انفعالی خارج می‌کند و به شما کمک می‌کند بازیکن بهتری شوید.

قدم هشتم (پاداش): ترفندهای علمی برای بازی‌های خاص

تا اینجا هفت قدم عمومی را بررسی کردیم. اما علم ریاضیات و روان‌شناسی ترفندهای خاصی هم برای بازی‌های محبوب دارد. دانستن‌شان خالی از لطف نیست. این‌ها را از مقاله‌ی BBC Science Focus گرفته‌ام.

۱. مونوپولی (Monopoly): نارنجی بخرید، سه خانه بسازید

Monopoly (مونوپولی) توسط Elizabeth Magie (الیزابت مگی) طراحی شده و ناشر آن Hasbro (هازبرو) است. همه فکر می‌کنند آبی تیره بهترین رنگ است چون گران‌ترین است. اما ریاضیات چیز دیگری می‌گوید. بر اساس یک زنجیره مارکوف (Markov chain) که احتمال فرود آمدن روی هر خانه را محاسبه می‌کند حدود یک‌دهم نوبت‌ها به زندان ختم می‌شود. پرترددترین خانه‌های بعدی خانه‌های نارنجی هستند که شش تا نه خانه از زندان فاصله دارند.

نکته جالب‌تر: بهترین تعداد خانه برای ساخت سه خانه است. فارغ از رنگ. اگر چهار یا پنج خانه روی سبز یا آبی تیره بسازید هزینه‌تان آن‌قدر بالا می‌رود که به‌ندرت به سود می‌رسید.

۲. حدس بزن کی؟ (Guess Who?): سوال‌های تقسیم سه‌تایی بپرسید

Guess Who (حدس بزن کی؟) یک بازی استنتاج (استنتاجی) است. فرض کنید هر دو نفر گزینه‌ها را به چهار کاراکتر رسانده‌اید و شما اول هستید. اگر سوالی بپرسید که گزینه‌ها را به دو و دو تقسیم کند فقط ۵۰ درصد شانس برد دارید. اما اگر سوالی بپرسید که آن‌ها را به یک و سه تقسیم کند شانس بردتان به ۵۶ درصد می‌رسد. مثلا بپرسید آیا اسم این شخص قبل از حرف M در الفبا می‌آید.

۳. سنگ کاغذ قیچی (Rock Paper Scissors): قانون برد بمان باخت عوض کن را بشکنید

Rock Paper Scissors (سنگ کاغذ قیچی) ساده‌ترین بازی دنیاست. تحقیقات نشان داده بیشتر مردم به سنگ رأی می‌دهند و کمترین انتخاب قیچی است. همچنین انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه اگر ببرند همان حرکت را تکرار می‌کنند و اگر ببازند عوض می‌کنند. پس اگر باختید به حرکتی بروید که حرکت قبلی حریف را می‌برد. اگر بردید به حرکتی بروید که هیچ‌کس در دور قبل انتخاب نکرده بود.

۴. کشتی‌ها (Battleships): الگوی پراکنده، نه متمرکز

Battleship (کشتی‌ها) یک بازی Hidden Information (اطلاعات پنهان) است. یک تیم ریاضی در سال ۲۰۲۲ نشان داد برای غرق کردن همه‌ی کشتی‌ها بهترین الگوی شلیک یک الگوی پراکنده و منظم است. نه تمرکز روی یک نقطه. همچنین وقتی کشتی‌هایتان را می‌چینید از تقارن دورانی خودداری کنید. مثلا یکی گوشه بالا-چپ و یکی پایین-راست. چون حریف راحت‌تر پیدا می‌کند.

جمع‌بندی: برنامه هفت‌قدمه برای تبدیل شدن به یک بازیکن بهتر

قدمعنوانکار مشخصی که باید انجام دهید
اولتجزیه بازیسه سوال کلیدی (شرط پیروزی، منابع محدود، سهم شانس) را قبل از بازی جواب دهید.
دومتمرکز بر اشتباهاتبعد از هر بازی بزرگترین اشتباه خود را پیدا و یادداشت کنید.
سومتنوع سبکهر ماه یک بازی از یک سبک جدید انجام دهید.
چهارممرور ذهنیبلافاصله بعد از بازی سه نقطه عطف را در ذهن مرور کنید.
پنجمبازی با قویترهاحداقل ماهی یک بار با یک بازیکن قویتر بازی کنید و از او بازخورد بگیرید.
ششمدفترچه بازییک دفترچه داشته باشید و نکات کلیدی هر بازی را یادداشت کنید.
هفتمذهنیت یادگیرندهبه جای بهانهآوردن از هر باخت سه درس استخراج کنید.

سخن آخر: برنده شدن یک سفر است، نه یک مقصد

این هفت قدم یک‌شبه شما را به یک قهرمان بازی‌های رومیزی تبدیل نمی‌کنند. اما اگر آن‌ها را جدی بگیرید و به مرور زمان به عادت‌های همیشگی خودتان تبدیلشان کنید کم‌کم خواهید دید که دیگر آن بازیکن سابق نیستید. شما تبدیل می‌شوید به کسی که حتی در بازی‌های جدید و ناآشنا می‌تواند سریع‌تر از بقیه قواعد را بفهمد. الگوها را تشخیص دهد. راه پیروزی را پیدا کند.

و یادتان باشد بهترین بازیکن‌ها آن‌هایی نیستند که هیچ‌وقت نمی‌بازند. بهترین بازیکن‌ها آن‌هایی هستند که از هر باخت یک درس تازه یاد می‌گیرند و برای بازی بعدی آماده‌تر می‌شوند. حالا بروید و یک بازی را شروع کنید. این بار با چشم یک بازیکن حرفه‌ای.

دیدگاه‌ها (۰)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه وارد شوید

مطالب دیگر

مقایسه کن