مسیر تکامل بازیهای رومیزی
مقدمه: جرقهای که جهان را فراگرفت
در مقالهی قبل، با چند نمونه از کهنترین بازیهای تاریخ آشنا شدیم. دیدیم که سنت مصری، اور بینالنهرینی، و تافل وایکینگها، چگونه پایههای اولیهی بازیهای رومیزی را بنا نهادند. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. این بازیهای باستانی، مانند رودخانهای خروشان، مسیر خود را در طول تاریخ ادامه دادند، به فرهنگهای مختلف راه یافتند، تغییر کردند، تکامل پیدا کردند و در نهایت، به بازیهای مدرن و محبوبی تبدیل شدند که امروز در قفسهی فروشگاهها میبینیم. در این مقاله، میخواهیم ردپای این بازیهای کهن را در بازیهای امروزی دنبال کنیم و ببینیم که چگونه یک صفحهی ساده با چند سنگریزه، به دنیای پیچیده و رنگارنگ بازیهای مدرن انجامیده است.
۱. ظهور بازیهای ماجراجویانه: شطرنج و تختهنرد
تکامل بازیها، یک خطِ مستقیم نیست، بلکه یک شبکهی درهمتنیده است. یکی از مهمترین شاخههای این شبکه، به بازیهای استراتژیکِ دو نفره برمیگردد. ما در مقالهی قبل، از پتایای یونانی و شطرنجِ هندیِ چاتورانگا (Chaturanga) نام بردیم. این بازیها به مرور زمان، در سراسر جهان گسترش یافتند و به اشکال مختلفی درآمدند. شطرنج که امروز میشناسیم، حاصلِ قرنها تکامل و سفرِ این بازی از هند به ایران، سپس به جهانِ عرب و نهایتاً به اروپاست.
در سوی دیگرِ ماجرا، بازیهای تاساندازی و مسابقهای هم بودند. بکگامون Backgammon که امروز آن را با صفحهی چوبی و مهرههای سیاه و سفیدش میشناسیم، در واقع وارثِ اصلی Royal Game Of Ur و بازیهای مشابه رومی است. تختهنرد، تاس و شانس را با استراتژیِ چینشِ مهرهها ترکیب کرد و به یکی از ماندگارترین بازیهای تاریخ تبدیل شد.
۲. انقلاب چاپ و تولد بازیهای همهپسند
تا قبل از اختراع صنعت چاپ، بازیهای رومیزی اغلب دستساز و مخصوصِ طبقاتِ بالای جامعه بودند. اما با گسترش چاپ در اروپا، بازیها نیز همگانیتر شدند. یکی از قدیمیترین بازیهای چاپشدهی تاریخ، Game Of The Goose یا «بازی غاز» است که قدمتش به حدود ۴۰۰ سال پیش میرسد. این بازی یک مسیرِ مارپیچی بود با خانههای شمارهدار که بعضی از آنها، شما را به جلو یا عقب میفرستادند و اولِ کسی به خانهی آخر میرسید، برنده میشد. این بازی، الهامبخش ساختِ هزاران بازیِ مشابه با تمهای مختلف شد. از بازیهای مذهبی و آموزشی گرفته تا بازیهای تبلیغاتی و سیاسی، همه از این قالبِ ساده و جذاب استفاده کردند. میتوان گفت که «بازی غاز»، جدِ مستقیم Snakes And Ladders (مار و پله) است و حتی ردپایش را در بازیهای کلاسیکی مثل The Game Of Life هم میتوان دید.
۳. عصر طلاییِ بازیهای جعبهای: قرن نوزدهم و بیستم
قرن نوزدهم و بیستم، دورانِ طلاییِ بازیهای رومیزیِ مدرن بود. با رشدِ طبقهی متوسط و افزایشِ اوقاتِ فراغت، بازیهای رومیزی به یک سرگرمیِ خانوادگیِ همهگیر تبدیل شدند. در این دوران، بازیهایی خلق شدند که هنوز هم از محبوبترین بازیهای جهان هستند. Monopoly (انحصار) در سال ۱۹۳۵ منتشر شد و به سرعت به نمادِ سرمایهداری و دلالی تبدیل گشت. اسکرابل Scrabble در سال ۱۹۳۸ آمد و عشقِ به کلمات را با رقابتِ امتیازی درآمیخت.
اما در این میان، نباید از یک نوآوری بزرگ غافل شد: بازیهای جنگیِ (Wargame) شبیهسازی. اگرچه ریشهی این بازیها به شطرنج و تافل میرسد، اما در قرن بیستم، با پیشرفتهای نظامی، بازیهایی مثل رایز اند دکلاین آو د ثرد رایش Rise and Decline of the Third Reich (۱۹۷۴) یا Wooden Ships And Iron Men (۱۹۷۴) ساخته شدند که تلاش میکردند نبردهای تاریخی را با دقتِ بالا شبیهسازی کنند. این بازیها، با مکانیسمهای پیچیدهی خود، زمینهساز ساخت بسیاری از بازیهای استراتژیکِ مدرن شدند.
۴. انقلابِ یوروگیمها: وقتی آلمانیها دنیا را تغییر دادند
تا اواخر قرن بیستم، اکثر بازیهای رومیزی یا بر پایهی شانسِ صرف بودند (مثل مار و پله) و یا بیش از حد پیچیده و وقتگیر (مثل برخی بازیهای جنگی). اما در دههی ۱۹۹۰، یک انقلابِ آرام در آلمان شروع شد. طراحیهای جدیدی به نام «یوروگیم» (Eurogame) یا «بازیهای سبکِ آلمانی» پا به عرصه گذاشتند که قرار بود قواعدِ بازی را برای همیشه تغییر دهند.
ویژگیِ اصلیِ این بازیها، کاهشِ نقشِ شانس و افزایشِ نقشِ استراتژی و برنامهریزی بود. در این بازیها، شما با تاس بازی نمیکردید که حرکتتان را تعیین کند؛ بلکه با کارتهایی که در دست داشتید، یا با انتخابِ هوشمندانهی یک مهره از روی تخته، حرکتِ خود را انتخاب میکردید. به عبارت دیگر، شانس جای خود را به انتخابِ آگاهانه داد.
پرچمداران این انقلاب:
Settlers Of Catan (۱۹۹۵): ساختهی کلاوس تویبر کلاوس تویبر . کتان ، پدرِ خواندهی یوروگیمهاست. در این بازی، شما با جمعآوری منابع (چوب، آجر، گندم، سنگ و پشم) و مبادلهی آنها با دیگر بازیکنان، جاده و شهر میسازید. این بازی، تعاملِ بینِ بازیکنان را به شکلی هوشمندانه تشویق میکرد و تاس هم داشت، اما به شکلی که شما میتوانستید با انتخابِ مکانِ مناسبِ شهرکهایتان، شانسِ کسبِ منابعِ خاص را افزایش دهید.
کارکاسون (۲۰۰۰): ساختهی کلاوس یورگن ورس کلاوس-یورگن ورده . در این بازی، شما به جای یک تختهی ثابت، هر بار یک تایل (کاشی) از روی پشته برمیدارید و آن را به تختهی در حالِ ساختِ شهرِ قرونوسطایی اضافه میکنید. با چیدنِ هوشمندانهی این تایلها، میتوانید امتیاز بگیرید.
دی ماخر (۱۹۸۶): این بازی را شاید کمتر شنیده باشید، اما در بینِ علاقهمندانِ به بازیهای قدیمیتر آلمانی، یک اثرِ کلاسیک و تأثیرگذار محسوب میشود. دی ماخر (به معنای «بازیسازها») یک بازیِ سیاسیِ پیچیده است که در آن شما نقشِ یک حزبِ سیاسی را در آلمان دارید و باید با برنامهریزی و مذاکره، رأیها را به دست آورید. این بازی، نشان داد که بازیهای رومیزی میتوانند موضوعاتی جدی و بزرگسالانه داشته باشند و فقط برای سرگرمیِ کودکان نیستند.
این سه بازی، راه را برای صدها بازیِ دیگر هموار کردند. طراحانی مثل راینر کنیتسیا راینر کنیتزیا با بازیهای Tigris And Euphrates (۱۹۹۷) و هنر مدرن (۱۹۹۲) نشان دادند که میتوان با مکانیسمهای ساده، عمقِ استراتژیکِ فوقالعادهای خلق کرد.
۵. بازیهای امروزی؛ میراثدارانِ کهنسالاران
اگر امروز به قفسهی یک فروشگاهِ بازیهای رومیزی نگاه کنید، تنوعِ بازیها حیرتآور است. بازیهایی با مکانیسمهای ترکیبی، بازیهای داستانمحور، بازیهای مشارکتی، و ... اما اگر خوب دقت کنید، ردپای کهنسالارانِ تاریخ را در همهی آنها میتوانید ببینید:
مکانیسم «تاس بینداز و حرکت کن» در بازیهای مدرن مثل لردز آو وگاس یا حتی Cat (گربه) هنوز زنده است.
مکانیسم «دستهبندی و مدیریت منابع» که ریشه در بازیهای باستانی مثل منهکالا دارد، در بازیهای محبوبی مثل اسپلندور (اسپلندور) به اوج رسیده است. در اسپلندور، شما با جمعآوریِ ژتونهای رنگی و خریدِ کارتهای توسعه، در تلاش برای کسبِ امتیاز هستید. این بازی، یکی از بهترین مثالها برای نشانِ دادنِ تکاملِ بازیهای انتزاعیِ کهن به بازیهای مدرن و در دسترس است.
مکانیسم «نبرد و توسعهی قلمرو» که از دلِ شطرنج و تافل بیرون آمده، در بازیهای مدرن و پیچیدهای مثل Brass یا Through The Ages به شکلِ بسیار ظریفتری دیده میشود.
سخن آخر: یک داستانِ ناتمام
تاریخِ بازیهای رومیزی، داستانِ خلاقیتِ بیپایانِ انسان است. از یک صفحهی ساده و چند سنگریزه در کنارِ رودخانههای نیل و فرات، به بازیهای پیچیده و چندلایهای رسیدهایم که هرکدام، دنیای خودشان را دارند. اما نکتهی جالب اینجاست که این بازیهای مدرن، با همهی پیچیدگیهایشان، هنوز هم آن حسِ ابتدایی و لذتبخشِ «نشستن دورِ یک میز و رقابتِ دوستانه» را برای ما تداعی میکنند. همان حسی که یک مصریِ باستان، پنج هزار سال پیش، هنگامِ بازیِ سنت تجربه میکرد. تکامل بازیها، یک مسیرِ رو به جلو نیست، بلکه یک چرخهی همیشگی است. ما از گذشته الهام میگیریم، چیزهای جدید خلق میکنیم، و شاید هزاران سال بعد، آیندگان نیز با کشفِ بازیهای امروزیِ ما، به فکر فرو روند که نیاکانشان چه داستانهایی را پشتِ این صفحههای رنگارنگ پنهان کردهاند.