هر دو بازی از خانوادهی دومینیون و پایهگذار سبک دکبیلدینگ هستند، اما اینتریگ در نقش یک اکسپنشن مستقل، لایههای بیشتری از تصمیمگیری و تعامل بین بازیکنان را اضافه میکند. در دومینیون اصلی، تمرکز بیشتر روی بهینهسازی شخصی و ساخت موتور کارتهاست و بازیکنان عمدتاً در مسیر خودشان پیش میروند. اما اینتریگ با معرفی کارتهایی که به بازیکنان اجازه میدهد روی دست دیگران تأثیر بگذارند یا انتخابهای دشواری مثل گرفتن کارت از حریف ایجاد کنند، بازی را رقابتیتر و پرتنشتر میکند.
از نظر پیچیدگی، اینتریگ کمی سنگینتر از نسخهی اصلی است. در حالی که دومینیون پایه با سختی ۲.۳۴ یک بازی خوشآیند برای تازهکارهاست و مفاهیم دکبیلدینگ را ساده آموزش میدهد، اینتریگ با سختی ۲.۴۱ نیازمند درک عمیقتری از زمانبندی و اولویتبندی کارتهاست. کارتهای جدید اینتریگ اغلب دارای تواناییهای شرطی یا اثرات منفی هستند که بازیکن را مجبور به ریسکپذیری میکند و هر دور را به یک پازل چندلایه تبدیل میکند.
تفاوت قابل توجه دیگر در تعداد بازیکنان است. دومینیون اصلی حداکثر ۴ نفر را پشتیبانی میکند و در تعداد بالاتر، طولانی و کسلکننده میشود. اما اینتریگ تا ۶ بازیکن را هم پشتیبانی میکند و با کارتهای تعاملیاش، هر بازیکن حتی در نوبت حریف هم درگیر میماند. این یعنی اینتریگ برای دورهمیهای بزرگتر و گروههایی که عاشق چالشهای مستقیم هستند، انتخاب مناسبتری است.
در نهایت، اگر دومینیون اصلی را به عنوان الفبای دکبیلدینگ در نظر بگیریم، اینتریگ کتاب داستان آن است. نسخهی اصلی برای کسانی که میخواهند با آرامش یک موتور کارت قدرتمند بسازند لذتبخش است، اما اینتریگ برای بازیکنانی طراحی شده که از خراب کردن برنامهی حریف و تصمیمگیری در شرایط بحرانی لذت میبرند. هر دو بازی عالی هستند، اما اینتریگ تجربهای خشنتر، هوشمندانهتر و بهیادماندنیتر ارائه میدهد.