وقتی صحبت از تجربهی اولیهی یک بازیکن تازهکار به میان میآید، گوست استوریز و دسنت: افسانههای تاریکی دو مسیر کاملاً متفاوت را نشان میدهند. گوست استوریز با وجود رتبهی سختی بالاتر (2.91 در مقابل 2.70)، در عمل برای یک تازهکار قابللمستر است. دلیلش سادگی ظاهری قواعد است: شما یک روستا با خانههای مشخص داری، اشباح از یک طرف میآیند و شما با تاس و کارتهایتان باید جلویشان را بگیرید. هر بازیکن یک نقش خاص با یک قدرت ویژه دارد و چرخهی بازی بسیار سریع و فشرده است. در ۶۰ دقیقه، بازی تمام میشود و شما یا برندهاید یا باختهاید. این محدودیت زمانی و تمرکز روی یک هدف مشخص (دفاع از روستا) باعث میشود تازهکارها احساس سردرگمی نکنند، هرچند که سختی واقعی بازی در هماهنگی تیمی و مدیریت شانس تاسهاست.
در مقابل، دسنت: افسانههای تاریکی یک غول تمامعیار است. با زمان بازی ۲ تا ۳ ساعت، صفحهی ماژولار سهبعدی، اپلیکیشن همراه، و داستانسرایی سنگین، این بازی بیشتر شبیه یک ماجراجویی حماسی در دنیای ویدیوگیمهاست تا یک بردگیم کلاسیک. برای یک تازهکار، حجم قوانین و تعداد المانهای فیزیکی (مینیاتورهای بزرگ، قطعات سهبعدی، کارتهای متعدد) میتواند ترسناک باشد. هرچند اپلیکیشن بخش زیادی از مدیریت بازی را بر عهده میگیرد و بار ذهنی را کم میکند، اما بازیکن باید با مفاهیمی مانند سطحبندی شخصیت، خرید تجهیزات، و پیشبرد همزمان داستان و مبارزه آشنا شود. این پیچیدگی برای یک گیمر باتجربه جذاب است، اما برای کسی که تازه میخواهد وارد دنیای بازیهای رومیزی شود، ممکن است بیش از حد سنگین باشد.
نکتهی جالب این است که هر دو بازی از مکانیزمهای یکسانی استفاده میکنند (مشارکتی، تاساندازی، حرکت شبکهای و صفحهی ماژولار)، اما نحوهی ارائهشان کاملاً متفاوت است. گوست استوریز این مکانیزمها را در یک پکیج جمعوجور و مینیمال عرضه میکند که در آن هر تصمیم اهمیت دارد و بازی به سرعت به نقطهی اوج میرسد. دسنت: افسانههای تاریکی اما همان مکانیزمها را در یک بستر داستانی گسترده و با المانهای سینمایی پیاده میکند که نیازمند تعهد زمانی و ذهنی بیشتری است. بنابراین، اگر بخواهیم صرفاً از منظر راحتی برای تازهکار نگاه کنیم، گوست استوریز انتخاب منطقیتری است: یادگیری آن سریعتر است، بازیهایش کوتاهترند، و بازیکن میتواند پس از چند دور شکست، الگوهای برد را بهتر تشخیص دهد.